کالسکه طلایی بوده....
حسرت دل
یکی از بزرگترین حسرتام وقتیه که میرم خونه ی کسی، واسش شیرینی خامه از اون 3 لایه ها پولشم مثلا خعلی ارزونه !
بعدش تا آخر مهمونی منتظر میشم بلکه یه تیکشو بیاره با چایی بخوریم ولی نمیاره بی احساس !
خاطره نوشت:
یه بارم با شخصی رفتم کـوه لبه پرتگاه پاهاش سُر خورد دستاشو گرفتم که نره اما یاد این جمله افتادم که میگه
عشقتـو رها کن اگه برگشت که مال توئه اگه نه از اولم مال تو نبوده منم دستاشو رها کردم دیگه برنگشت[مهندس در حال بی حالی]
حرف دل:
دوستت دارم تکیه کلامت بود من بیخود به آن تکیه کرده بودم!!
اونایی که می گن یه زمـانـی ما عـاشــق هم بودیم اشتبـاه میکنن ، اون عشق نبود اون عادت به دوست داشتن بود ... عشــق تاریخ انقـضاء نداره.
ما را در سایت روز های مجردی من دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: مرتضی
بازدید: 64